تبليغاتX
آرش کمانگیر

آرش کمانگیر

سلامتی سه تن رفیق و ناموس و وطن ..سلامتی سه کس زندونی و سرباز و بی کس

  برای یاداوری دوران آموزشی    اسم و کد بعضی از بچه ها رو اینجا میارم  این اسامی  از کسانی هستن که تو دفتر خاطرات کدشونو نوشته بودند  همین

جعفر ۴ * عماد ۳۰   *مهران ۱۸ * یونس ۲۰* قباد ۲۹ *مرتضی ۲ * امید (همه میدونن ۱۸) *مهدی ۱۶* مصطفی (ارشد ورزش ) ۴۴ *محمد ۴۹ *سینا ۷ (ارشد آمار )* حمید ۱۴ (ارشد سیر و پیاز )* سروش ۲۶ (پر انرزی ترین سرباز دنیا )*صادق ۵۰ *محمد درخشنده (بدون شرح ) *محمد  ۵۴ *یاسین ۹۹ (ارشد کل قوا یه دونه ای )*احمد ۱۱ (مشهد بویز )* آقا فربد (با احترام )۴۰ * داوود ۶۳ (ارشد بهداشت ) *احمد ولک ؟*محمد ۵ (ارشد غذا )********

 

موفق باشید ..........

اینم نتیجه نظر سنجی

« بهترین سریال نوروزی از دید شما »
 
بهترین سریال نوروزی از دید شما

1- مرد هزار چهره
.
.
 20رای - 47.6%
.

2- نشانی
.
.
 1رای - 2.3%
.

3- قرار گاه مسکونی
.
.
 12رای - 28.5%
.

4- پیامک از دیار باقی
.
.
 9رای - 21.4%
.


عنوان نظرسنجی: بهترین سریال نوروزی از دید شما
تاريخ شروع نظرسنجی: 1387/1/15
مجموع نظرات: 42
آدرس: http://www.sotvan2vom.blogfa.com

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |
وضعیت ما در سربازی درست مثل این عکسه     
نوشته شده در ساعت توسط آرش| |
سلام  این چند روز که نیومدم مشغول مداوای پام بودم که هنوزم ادامه داره     روزی ۲.۵ ساعت لیزر درمانی دیگه اجازه نمیده که بتونم چیزی بنویسم و آپ کنم .....مرسی از بچه هایی که سر زدند و پیغام گذاشتند......مهدی جان فکر کوه عالیه    اگر پای من یاری کنه  خیلی دوست دارم یه بار دیگه دور هم جمع شیم اما افسوس که بچه ها سخت در گیرن  فکر کنم تعطیلات خرداد فر صت خوبی باشه....

من کارم خیلی زیاد شده یه شرکت داغونو دادن دست من کم تجربه میگن کمک کن درست شه   البته تجربم خیلی زیاد شده ولی خوب کلی هم خسته شدم.....اما از طرف دیگه همه جور آزادی دارم و اصلا شبیه سربازی نیست و محدودیتی ندارم )واسه مدیر  سی دی آهنگهای چاووشی زدم با هم گوش می کنیم  )  شما هم بگین از وضعیت تون

           منتظر نظرات شما هسـتم               

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

قانون دو برادري (ماده 127)

 

ماده127- از دو ياسه برادر واجد شرايط اعزام به خدمت يكي از آنان كه سن او از ديگران كمتر است به شرطي كه خود و برادري كه به خدمت رفته است فاقد غيبت باشد با ارائه گواهي اشتغال به خدمت برادر يا برادران ديگر مي تواند به تاريخ خاتمه خدمت برادر يا يكي از برادران دفترچه آماده به خدمت در يافت نمايد.

تبصره1- برادر بزرگتري كه برادر يا برادران كوچكتر او به خدمت اعزام شده اند و اعزام وي قبل از آنان به هر علت مقدور نبوده است چنانچه فاقد غيبت باشد مي تواند تا خاتمه خدمت يكي از آنان از تاخير در اعزام به خدمت استفاده نمايد.

تبصره2- در صورتيكه مشمولان مذكور به خدمت اعزام شده باشندنمي توانند از معافيت تاخير در اعزام موضوع بند(د) ماده44 قانون خدمت وظيفه عمومي استفاده نمايند.

 

شرايط  بخشش غيبت اوليه مشمولان

مشمولان تك فرزند ذكور خانواده كه حداكثر با 6 ماه تاخير به خدمت اعزام شده باشند.

 مشمولانيكه در آخر خدمت دوره ضرورت سن پدرشان متجاوز از 60سال شده فاقد برادر سالم باشند.

 برابر مصوبه فرماندهي كل قوا مدت خدمت ضرورت تا تاريخ 86/11/29 مدت (بيست ماه)تعيين گرديد كه اين مدت در مناطق محروم و بد آب و هوا 19 ماه ، در مناطق مرزي 18 ماه و در مناطق عملياتي 17 ماه خواهد بود و مدت خدمت كاركنان وظيفه مامور در مراكز دولتي در هر حال 20 ماه خواهد بود

 بیمه سربازان تا یکسال پس از پایان خدمت اعتبار دارد (در صورت تصویب نهایی )

 

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |
امروز ۵ شنبه است و خیلی زود کار تموم شد.به سختی خودمو به خونه رسوندم باورم نمی شه که به

این روز افتادم...بعدم رفتم فیزیو تراپی کلی طول کشید دردم بیشتر شد...ازین که فردا جمعه است 

خیلی خوشحالم که میشه بیشتر خوابید واقعا الان قدر تا ظهر خوابیدن و می دونم......مشغول

خوندن درس شدم واسه ارشد تنها راه فرار ازین اوضاع درسه که خوشبختانه رفیق شفیق منه  ....

 

شب جمعه تون خوش

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

سلام

 

بعد از عید وضعیت من خیلی تغییر کرده من به قسمت بازاریابی منتقل شدم.جایی که از اول هم باید میرفتم.

این جا همه چیز آروم و مسئول قسمت آدم خوبیه.خودش  میبینه که کاری نیست میگه میتونی بری.

من از جام راضی ام. فقط چیزی که اذیتم میکنه درد پاهامه..با اینکه فکر میکردم مریضی تموم شده 

دیروز دوباره درد شدیدی تو زانوم پیچید و دکتر گفت مینیسک زانوم آسیب دیده حالا باید لیزر درمانی شم.

باورم نمیشه که یه سرما خوردگی به اینجا بکشه. تا حالا 600 هزارتومن خرج شده و تازه بازم مونده...

دیروز وقتی ماشین  حدود  20 متر جلوتر از من توقف کرد تا سوارم کنه  خب من لنگان لنگان به طرفش می رفتم

و اون طاقت نیاورد و رفت اونقدر این کارش روم اثر گذاشته تصمیم گرفتم هر جوری که شده خوب شم.

تحمل این وضعیت برام مشکله.ازین حرفا بگذریم...ازین به بعد خاطرات روزانه قابل ذکر  رو اینجا میارم تا هم از

هدف اصلی وبلاگ دور نشیم هم اینکه بچه های گردان ما از دستمون راضی باشند (آقای درخشنده و دوستان ) راستی

از خیلی ها اصلاً خبری ندارم  کم لطفی نکنید سر بزنید  مشغله واسه همه ما زیاد شده می دونم اما دلیل نمیشه همدیگرو فراموش کنیم .من الان فقط از عماد و مهران و درخشنده و یس  خبر دارم و بقیه آب شدن رفتن تو زمین.

البته نباید فراموش کرد که رسم روزگار اینه که (( از دل برود هر آنکه از دیده رود ))

فردا میریم تا اولین حقوق سربازیمونو بگیریم    میخوام باهاش یه خونه تو جردن بخرم.

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

 

 

 بهترین سریال نوروزی از دید شما 

با شرکت در نظر سنجی بهترین سریال نوروز رو انتخاب کنید

فراموش نشه فقط تا آخر فروردین

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

انگار از جنس حریر و سا تنه

  قطره اشکی وسط راه آهنه

شادی مرخصیه سربازیه

  شکل سر رفتن و شاعر شدنه

انگار از جنس قدیم چشم تو

  قصه برگ و نسیم چشم تو

عکس های گم شده ی قهوه ایه

  کفتر الله کریم چشم تو

مثل رفتن تا ته سرفتنه

بهترین جا برای گم شدنه

بهتر از هر پرده نقاشیه

صاحب خود خود خود منه

سر پا موندن تا سر سحر

حال خوب عکس های سیزده بدر

مثل یک ترانه خاطره ساز

عاشقانه خوشی مثل نماز


سلام من با اینکه تو فروردین به دنیا اومدم اما علاقه زیادی بهش ندارم

چون خیلی زود و پر هیاهو میادو میره و اجازه نمیده که از زیبایی هاش درست لذت ببرم

یه 13 هم که میریم بیرون همیشه بارون بساطمونو خراب میکنه

به جاش عاشق اردیبهشتم بهترین ماه سال از هر نظر نه امتحانی نه استرسی نه گرمایی نه سرمایی همه چیز سبز و زیبا

بهترین فرصت برای پیاده روی های زیر درخت های سبز با برگ های جوون

متاسفانه  تو تقویم دیدم حتی یه تعطیلی هم نداریم.اما سعی میکنم جمعه ها جبرانش کنم....

دربند....   پارک ملت.....درکه.....فرحزاد....گیشای عزیز من دارم میام.

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

مقدر است امروز لباس نو بپوشم. اگر می توانی، درد و غم را هم از تن من بشوی

[ سلطان صاحبقران - علی حاتمی ]
 
درد های من گرچه مثل درد های مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد میکند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم درد میکند
قیصر
نوشته شده در ساعت توسط آرش| |
پیشنهاد میکنم این فیلم و ببینید(به نظر من از بقیه فیلمهای روی پرده یه سرو گردن بالاتره)

این متن خلاصه ای از گفته های سیروس الوند کارگردان فیلم......زن دوم

کریمی در "زن دوم" یک بازی ماندگار ارائه کرد و فکر می‌کنم در کنار نقش "سارا" این نقش یکی از بازی‌های ماندگار وی محسوب می‌شود. فروتن هم بسیار خوب بازی کرده است." "زن دوم" بر مبنای کتابی به همین نام به قلم طائرپور و کریم‌زاده سال 86 ساخته شد و اکران نوروز گروه سینمایی آزادی است. فیلم داستان زندگی عاشقانه مهتاب است که با رسیدن خبری به بحران کشیده می‌شود. آدم‌هایی از گذشته فراموش‌شده هر کدام پا به ماجرا می‌گذارند و تعریفی متفاوت از عشق و حق با خود می‌آورند.محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، آناهیتا نعمتی، امیر آقایی، سحر زکریا و مهتاج نجومی از بازیگران فیلم هستند. از دیگر عوامل فیلم می‌توان به غلامرضا آزادی مدیر فیلمبرداری، جهانگیر میرشکاری صدابردار، ژیلا مهرجویی طراح صحنه و لباس و محمدرضا قومی طراح چهره‌پردازی اشاره کرد.
این فیلم همزمان با سینماهای فرهنگ، فلسطین، صحرا، اریکه ایرانیان، پایتخت، ملت و موزه سینما در شهرهای اصفهان، شیراز، مشهد، کرمان، اهواز، چالوس و ... نیز به اکران عمومی درآمده است.

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |
و چشمانت راز آتش است.......لبانت به ظرافت شعر

و گونه هایت با دو شیار مورب که غرور تو را هدایت میکنند و سرنوشت مرا.......


آنی تو آن کنایه مرموز که در نهفت عشق روان است....

دانستنش ضرر و گفتنش محال

تویی...آنی تو


یادش بخیر اون روزایی که لحظه هاش ترانه بود.....ثانیه هاش قافیه داشت.شعراشم عاشقانه بود

تا که دلت قصد میکرد یه شعر جمع و جور بگه......ما بودیم و گریه بود و یه شعر صادقانه بود

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

به صبح راستین سوگند**به پنهان آفتاب پاک مهربار پاک بین سوگند**

که آرش جان خود در تیر خواهد کرد ** پس آنگه بی درنگی خواهدش افکند *** زمین میداند این را آسمان ها هم ******آری آری جان خود در تیر کرد آرش *** کار صد ها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش ....

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

سلام به همه شما

زندگی آدم پر از تضادهای جور واجوره .مثلا یک لحظه همون قدر که میتونه خوشحال کننده باشه،میتونه ناراحت کننده هم باشه.تو یک سال پیر شدی یا یک سال فرصت بیشتری برای زندگی و شاد بودن داشته ای؟ این همون تضاده...

((همسایه ها میگن ما دیونه ایم/ما می گیم اونا دیوونه ان؟هر دومون راست میگیم))

من امسال میخوام بنده ی خوبی باشم ،خدای خوبی باش لطفا

اینم یه سری جمله قشنگ:

آزادی ما در جایی ختم میشود که آزادی دیگری آغاز میشود

خوبی و بدی در این دنیا وجود ندارد.این ما هستیم که خوبی و بدی را میسازیم

امید آخرین چیزی است که میمیرد

 

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |
بچه ها از روی این جدول سالتون  مشخص میشه  و بعدم میتونید طالعتونو در این سال  ببینید...که واسه اون باید به     Kazeroon.netمراجعه کنید....امیدوارم خوشتون بیاد

سال تولد

شرح

1387/1375/1363/1351

متولدین سال موش

1376/1364/1352

گاو

1377/1365/1353

ببر

1378/1366/1354

گربه

1379/1367/1355

اژدها

1380/1368/1356

مار

1381/1369/1357

اسب

1382/1370/1358

بز

1383/1371/1359

میمون

1384/1372/1360

خروس

1385/1373/1361

سگ

1386/1374/1362

خوک

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |
درود بر همه همزمان و همه عزیزانی که منو در این مدت بیماری تنها نزاشتند.

سال نو همه مبارک امیدوارم سلامتی که بهترین نعمت خداست.همیشه همراهتون باشه. باور کنید بیماری های مختلف پشت سر هم حتی نمیزاشتند من یه روز راحت باشم .اما با اومدن سال نو و روز تولدم یکی یکی دارن میرن...تو این مدت  تماس  شماها با من قطع نشد و امروز که میتونم پشت میز بشینم اومدم ازتون تشکر کنم.قدر سلامتی و بدونید مخصوصا زانوهاتونو

 

سال ۸۷  سال موشه ( سال متولیدین ۶۳ میشه)...امیدوارم سال خوبی باشه....

امسال تنها سالیه که تا آخرش معلومه که ماها چه کاره ایم...بله تا آخرش سربازیم

راستی لحظه تحویل سال کیا شیفت داشتند؟

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

86/11/27

 

 

رسید مژده که ایام غم طی شد....

به به چه روز خوبی یه حمام گردانی رفتیم همه با هم.اسلحه رو تحویل دادیم وسایل رو پس دادیم کمد خالی شد.بعدشم شماره 1 تا 40 رفتیم چادر ها رو جمع مردیم.توی راه کلی خندیدیم الان همه شادند.برگشتیم نهار زدیم و وسایلمونو جمع کردیم.حدودا 60 نفر روی تی شرت سفید من با ماژیک یادگاری نوشتند.باورم نمیشه همه چیز تموم شد بچه ها داخل آسایشگاه سیگار میکشند.همه چیز تموم شد فردا میریم سر ساعت 10 امشبم حمید یه برنامه خدا حافظی اجرا کرد که اشکمونو در آورد.همه تمام خوردنی هاشونو ریختن توی سینی کلی جنس شد نشستیم دور هم خوردیم.

56 روز شادی و خستگی و غم دوری و خنده دور هم بودن تموم شد

حالا دیگه ما 100 نفریم که 56 روز  با هم شب و روز کردیم همو میشناسیم د ر همه شرایط همو شناختیم.تو کارای سخت کمک کردیم و توی تنهایی ها همو تنها نزاشتیم.

 

تمام

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

 

86/11/24-25

 

 

آموزش زدن ماسک داشتیم بعدش کوله بستیم که چون دو تا پتو باید میبستسم مردیم تا بسته شد

حمل این همه بار هوا هم تا اونجا که میتونست نامردی میکرد اصلا نمی خواست رحمی کنه.زمین کاملا گلی جوری که با هر قدم کلی گل می چسبید و به وزن پوتین اضافه میشد.بعد از کلی معطلی راه افتادیم تا برسیم به اردوگاه یه جای وسیع و نزدیک میدون تیر.چادر زدیم و خیلی سریع چراغ والور و فانوس نصب کردیم که بازم بوی نفت توی چادر پیچید .ما هارو به گروه های 10 نفره تقسیم کرده بودند گروه ما هم گروه خوبی بود. خیلی خسته بودیم جالبه هوا مثله 13 بدر شده بود یه لحظه ابری و بارانی یه لحظه آفتابی.3 ساعت اول خوب بود چون تازگی داشت بعدش سوت زدند و به خط شدیم رفتیم تیر اندازی که خیلی کیف داشت و هیجان انگیز ترین بخش بود.بعدشم اومدیم واسه نهار عدس پلویی دادند و موزی و ترکونده بودند .من همونجا گفتم لابد قراره بیچارمون کنن که پذیرایی مفصله.معده تعجب کرده بود که این میوه ها رو چند وقت بود اصلا مزه نکرده بود.یواش یواش تنبل بازیه شروع شد طفلکی عماد همش کار میکرد بقیه هم به هوای اون بی خیال شده بودند.پست های شب و تقسیم بندی کردم که 2.5 تا 4 به خودم افتاد در واقع بدترین پست واسه خودم شد.هوا شدیدا سرد بود چادر ما هم مشکل داشت از شدت سرما خوابمون برد با تمام تجهیزات خوابیدیم هنوز چشا گرم نشده بود که  چشمتون روز بد نبینه.خشم شب زدند طوری 10 نفری دور هم میچرخیدیم که تفنگ و برداریم و بریم بیرون کلی طول کشید بعدم رفتیم بیرون یه صحنه جنگ واقعی با کلی سرو صدا چون حمایل نبسته بودیم سردار ناراحن شد و جریمه کرد همه رو 150 متر سینه خیز روی اون گلا و کلی توهین.بعضی بچه ها ترسیده بودند.بعدم سردار جی جی رو جلو همه ضایع کرد و گروه یک رو که از بچه های ما بودند رو به خاطر رقص و آواز جریمه کرد تا با گل صورتشونو استتار کنند.خلاصه بعد اون همه بدو بدو و خستگی الان دیگه باید میخوابیدیم.اما صبح شد و باید به خط میشدیم.دوباره رفتیم تیر اندازی و نهار زدیم.برف شروع شد چه برفی مطلوب ترین برف دنی اونقدر شدید بود که یواش یواش زمزمه شد که باید برگردیم.بالا خره خبر آمد که سردار تعطیل فرمودند.با شادمانی هر چه بیشتر جمع کردیم کاسه کوزه رو.برگشتیم.آسایشگاه معنی هتل و میداد واسمون خیلی دوست داشتنی شده بود  قدر تخت و دستشویی و بخاریشو تازه فهمیدیم.و این بود دستاورد 24 ساعت اردو.همه شهیدوارانه خوابند.

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

86/11/23

 

بازم تاکتیک و امتحان و تمرین چادر بستن و عقیدتی و امتحانش و امروزم گذشت رفتیم شامگاه و تربیت بدنی و تمام  فردا میریم اردو خدا به داد برسه تو این هوا ...

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

86/11/22

 

 

صبح از همه زودتر بیدار شدم بعدم عماد و مهدی بیدار شدند به خاطر بوی شدید نفت بود مجبور شدیم دم در و بشوریم تا نفتی که ریخته بود روی زمین پاک شه. بعدشم صبونه سه نفری زدیم رفتیم پیاده روی از خضر رفتیم بالا  بعدم برف دوباره شروع کرد.من نمیدونم این زمستون چرا ول کن نیست تا حالا این همه برف و سرما بی سابقه بود اونم با این شرایط ما و این بخاری داغون و این امکانات کم.امشب بازم شعر و خوندیم دیگه جدا حس و حال نداریم واسه اردو امیدوارم که نریم.

 

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

86/11/21

 

دیشب به خاطر تیر اندازی دیر خوابیدیم ولی امروز زود بیدار شدیم که این دردناک بود و وحشتناک.بعدم کلاس سیاسی داشتیم که.....بعدشم عقیدتی با آقای* خانت آباد*بعدم فوتبال دسته جمعی دیدیم که پرسپولیس مساوی کرد حال و روز ممد یانگوم دیدنی بود.  راستی فردا تعطیله

 

 

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |